نورزتان پیروز

با تبریک فرارسیدن سال 1392به کوهنویسان و کوه خوان ها امیدوارم این سال برایتان سرشار از شادی و ارامش و سلامتی و پراز برنامه های رنگارنگ باشد

عکس :سوره مهر

اه ای پریشان زیبا

این عکس تقدیم میشود به سرکار خانم صالحی مدیر وبلاگ کومالیا و خانواده خوب و فرهنگیشان و به مردم خوب سرزمین زیبایشان سرزمین پدریم ...

جا مانده ...

 

جا مانده است

چيزی جايی

که هيچ گاه ديگر

هيچ چيز

جايش را پر نخواهد کرد

نه موهای سياه و

نه دندانهای سفيد

شعر دلخوش از جاوادنه مرد حسین پناهی

عکس :اینترنت

 

اهای بعضی ها که  کافه کوه داغ را دوست دارند !!!

اصل و بنیان  عمل و تفکر کافه کوه زیبا و دل چسب است  اما کافه کوهم دارای تفکر تخریبی است ...فضای مجازی و حقیقی دو محیط کملا مجازاست .و کسانی که در فضای مجازی فعال و پویا هستند در فضای حقیقی افرادی گوشه گیر و  تک بعدی و بی سود برای حرفه و فعالیت خود هستند این حقیقتی اثبات شده است  ... اینگونه افراد  که در صعود قلم نتوانستند جایگاه خود را بیابند بیشتر به دلیل توقع بالا و درام گونه اشان بخاطر جذبیتشان در فضای مجازی نه تنها از دست اورد های بزرگ صعود ششم و هفتم حمایت نکردند بلکه و حتی ان را منعکس نکردند حتی ان را محکوم کردند و ناقص خوانند . در حالی که این صعود ان همایشها و ان دست اورد ها اخرین و بهترین و بزرگرین و همگانیترین راه برای انسجام فضای کوهنویسی و شرایط ایجاد محیطی پویا نه فانتزی مانند کافه کوه برای جامعه کوهنویس بود ... بگذریم ... این افراد وقتی که صعود قلم را مناسب روحیه تک بعدی و فانتزی خود  نیافتاند .به دور کاف کوه و کافه کوهیان حلقه زدند و سعی کردند با ایجاد فضای بیشتر مجازی و فانتزی دست اوردهای قلم را به زیر سایه تبلیغات گسترده خود برده و به فراموشی بسپارند .البته نه همه ی کافه کوهیان جالب انکه تفکر کافه کوه از طرف کسی بنیان گذاشته شد که نه تنها در قلم این جواهر کوهنویسی شرکت نکرد (شایدبه دلایل اجتماعی !!!)بلبکه حتی از ان هم حمایت نکرد ...و حتی ... بگذریم ... او یا انها !میتوانستند ایده جمع دوستانه  نه عملگرا و راهگشای خود را در راستا و در کنار صعود قلم و برای پیش برد این حرکت تشکیلاتی و حلال خود قرار میدادند در حالی که ان را در مقابل ان قرار دادند چرا ؟ چون که این تشنگان تمجید فضای مجزای جایگاه خود را در این همایش چند بعدی که بازتاب دهنده ی فضای واقعی چالش ها و واقعیت های و مشکلات فضای کوهنویسی بود و هست و خواهد بود پیدا نکردند و نتوانستند با استفاده از ایتم های شخصیت های جذاب خود ...که ارزشی در دنیای سخت و خشن  و واقعی پر چالش ندارد به جذب افراد بپردازند ... یک محیط فانتزی  و مملو از رنگ و نه واقعیت را  در برابر صعود قلم  ایجاد کردند(مثال -دقیقا همان کاری که هالیوود در برابر سینمای اروپایی کرد اما جایگاه هالیوود کجا سینما اروپا کجا)و حتی با روشن نکردن مواضع خود عده ای از دوستان دل پاک قلم را جلب کردند ... جالب انکه در اخرین قلم عده ای از این افراد به اصطلاح کافه ای در زمان تبادل نظر در حمایت از کافه کوه در امده در صعود قلم در حال تبلیغ کافه کوهی بودن که سعی درارد دست اورد های قلن ا نادیده گرفته و نگذارد جایگه واقعی خود را بیابد تا راهگشای معضلات کوهویسی باشد . به گوش باشید بازی بازیه رنگارنگ ها و با سفید پاک است ...

اگر دیدی فوادی بر تخت سنگی تکیه کرده بدان...

با شرح...

جوان تکیه بر سنگ

این تصویر که یک سال بعد از ازدواج برداشته شده بسیار دهشتناک بوده و عکاس بعد از ثبت  عکس  سه بار خودکشی کرد...

این عکس برای عذب اوغلی ها  زنگ خطر و برای متاهلین زنگ خاطره است (شوخی بود کسی جدی نگیره ...)

با این که یه چند روزی از سالگرد ازدواج فواد عزیز گذشته اما این پست به سلامتی و شادباش سالگرد ازدواج و یه اتفاق خوب تو زندگی فواد  و همسرشه که امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشن ...

در دوردست ها

پ.ن:(این و از فرشید یاد گرفتیم خدا ... بکنه)این عکس و اردیبهشت امسال تو یه برنامه دوچرخه سواری وقتی شانژمان دوچرخش شکست و من ازاش خواستم ژست افسرده بگیره برداشتم یادش بخیر یلده همه روزای خوبی که بر ..

وای ...

شبی که نمی دانستم برای کدام یکی از درد هایم گریه کنم کلی خندیدم ...صادق هدایت

دیدار دو باره کوهنویسان همدان

 

اشتیاق دیدار دروباره ...  با این که این اسم ونمیپسندم ولی پوستر قشنگی بود مرسی فواااد

فراموشی فراموشی فراموشی ...

منطقه حفاظت شده کیفی جاده ملایر

گفت :غصه نخور بیا سیگار بکش !

گفتم :نه ممنون  -گفت :بریز دور هرچی  در موردش برات گفتن مگه توروز چند تا چیز سالم مصرف میکنی هوا؟غذا؟بیا بفهم  دود کردن دنیا چه حسی داره بیا ازاد باش -گفتم نه ممنون -گفت هر جور راحتی اخه اینطور نمیشه هروز بدتر از دیروز بذار من ادم بده باشم بیا حداقل خودتو خالی کن لامصب-گفتم نه -گفت چرا گفتم پولشو ندارم !گفت عاشقی -گفتم نه گفت چرا گفتم پولشو ندارم -گفت پس چرا اینطور داغونی چی میزنی به بدن ؟ -گفتم فراموشی -گفت اها فهمیدم پس فقط زنده ای ...

رای من در صعود قلم چه بود

رای من در صعود قلم : ۱-خرپاپ

۲- برف انبار

 

من و کوه و غروب

همه لرزش دستم و دلم از ان بود که عشق پناهی گردد.

پروازی نه گریزگاهی گردد.

ای عشق ای عشق

 چهره ای ابی ات پیدا نیست

و خنکای مرهمی بر شعله ی زخمی

نه شور شعله بر سرمای درون.

غبار تیره ی تسکینی بر حضور وهن و دنج رهایی بر گریز  حضور     سیاهی بر ارامش ابی

و سبزی برگچه بر ارغوان

ای عشق ای عشق  رنگ اشنایت پیدا نیست .

قله المابلاغ .همدان جاده سنندج .روستای همه کسی. تابستان ۸۹

 رقص مرگ :سومالی

در ان لحظه که من از پنجره بیرون نگاه کردم کلاغی روی بام خانه ی همسایه ما بود .

و بر چیزی  نمیدانم چه   شاید تکه استخوانی  دمادم تق و تق منقار میزد  باز.

و نزدیکش کلاغی روی انتن قار میزد باز .

نمیدنم چرا  شاید برای انکه این دنیا بخیل است  و تنها میخورد هرکس که دارد .

(م.امید)

تیغیم و نمیبریم ابریم و نمیبابریم

به سرعت پیش اومد یه روز عصر روز دوشنبه خواستنوم هیات کوهنوردی همدان گفتن اسمش کورژنفسکایاست

جمعه اش دماوند بودیم تمرین یخ و برف و نجات از شکاف یخی ...اما ... پاسپورت یا اونطور که درسته روادید ...

۱۵۰۰۰۰۰۰میلیون نقد واسه وثیقه خواستن نداشتم ... گفتم سند گفتن نقد ... گفتم چک و سفته گفتن نقد ...گفتن پارتی نداشتم .گفتن نزول ندادن ...

حالا تیم رفته و من موندم تو ارزوی که تو ۲۱ سالگی جلوی چشام بود هیمالیا و یه ۷۰۰۰ با اینکه خیلی تمرین کردم برای گذشته و چیزای که از دست دادم غصه نخورم اما بغض نمیذاره من موندم و یه افسوس ...

پ.ن: برای تیمی که رفت از اعماق قلبم ارزوی موفقیت میکنم همه اشون کاربلد و کارکردن ...چیزای زیادی یاد گرفتم اما بزرگترینش این بود هیچوقت و هیچوقت انسان نمیتونه در مورد چیزی قضاوت کنه انسان برای قضاوت خیلی خیلی ناکامله

 

 

ادمک

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

تک کاغذی که تو را عاشق کرد،شوخی کاغذی ماست بخند                         

آن خدایی که تو بزرگش خواندی ، بخدا مثل تو تنهاست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی،کل دنیا سراب است بخند

http://www.nokiajava.blogfa.com/