رقص مرگ :سومالی
در ان لحظه که من از پنجره بیرون نگاه کردم کلاغی روی بام خانه ی همسایه ما بود .
و بر چیزی نمیدانم چه شاید تکه استخوانی دمادم تق و تق منقار میزد باز.
و نزدیکش کلاغی روی انتن قار میزد باز .
نمیدنم چرا شاید برای انکه این دنیا بخیل است و تنها میخورد هرکس که دارد .
(م.امید)
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 23:33 توسط ع.رضاپور
|