مرثیه ای برای گهر



بعد از چند سال کوهنوردی اردیبهشت امسال اولین برنامه اصطلاحا گلگشتم را رفتم مقصد دریاچه گهر . برنامه ی که با هزاران زیبای و چشم انداز بدیع میتوانست خاطره ی برای تمام سالهای امر باشد اما تبدیل به افسوسی شد برای نسلی که با چشم خود نابودی دریاچه را میبیند . در اولین روز رسیدن به دریاچه از زیبای ان جا نخوردم اما فردا بس رفتن به انتهای ذریاچه ی اول و بیشه و سپس دریاچه در حال خشک شدن دوم این زیبا را ستایش کنان فهمیدم. اما دیری نپایید که خیل ماهیگیران بی نیاز را دیدم که در انتهای دریاچه اول مشغول ماهیگیریند برخی با قلاب و عده ای با تور انهم در نقطه ای که با قرارگاه محیط زیست تنها ۳۰ دقیقه فاصله دارد و حتی از قرار گاه که بالای تپه قرار دارد با دوربین قابل مشاهده است . صید با قلاب حداقل برایم قابل تحمل بود اما وقتی از یکی از کسانی که با تور ماهیگیری میکرد علت را پرسیدم پاسخش فقط این بود(خب هرسال میایم پدرمم میومده)خودش میگفت ۱۳ ماهی را که از صبح گرفته نیاز ندارد ۱۰ تای انان را بین چادرهای کناری تقسم میکند و اگر اضافه بماند دور می اندازد . او که خود ماهیگیری با تور را در دریاچه ی که صید در ان ممنوع است و ماهی قزل الای خال قرمز ان در خطر انقراض تفریح می نامید میگفت که هرسال ماهیها کاهش میابد و با صرف همین وقت در دوسال پیش میتوانسته ۴۰ ماهی بگیرد و جالب ان که میگفت کم شدن ماهیها تقصیر محیط زیست است که مواد تقویتی در اب میریزد . گذشته از کاری که گردشگران در فصل شکار ممنوع در این دریاچه میکنند ازار دهنده بی توجهی ماموران محیط زیست است که رفتار خوب و محترمانه ای با گردشگران و کوهنوردانی که در این فصل با اخذ مجوز به دریاچه امده اند دارند اما با ماهی ها نه ...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! .به هر حال امید دارم مسولان استان لرستان با توجهه بیشتر به این گوهر گهر نام ان را از نابودی نجات دهند.
پ.ن:دریاچه دوم در حال خشک شدن است که چون نتونستم عکس بگیرم مطلبم نزدم
پ.ن:صعود قلم باعث شد تکانی به وبم بدم سعی میکنم هفته ای یبار اپ بشم تو سال پیش برنامه زیاد رفتم .
پ.ن:گزارش صعود قلم و نمیزنم تا همه بزنن تموم شه همه ی عکسا دسته منه ![]()